یک عینکی مینویسد

سلام رفقا. دوستان،‌ رفقا،عشق ها... از بس شما خوبین. قبل از هر حرفی باااید تشکر کنم که این مدت انقد مهربون بودین و دلگرمی و محبت بهم دادین. از پیام های عمومی تا خصوصی تون... 😊

به قول اون کاتب تو سریال مختارنامه "و امّا بعد" 🙄

گفتم که کلی وقت دیروز داشتم پست می نوشتم که یهویی همش پرید. حالا به طور خلاصه وار و تیتر وار براتون میگم.
این مدت چند تا اتفاق خوب افتاده برام. اولین اتفاق خوب اینکه کلاس خیاطی ام شروع شد😊 و من کلی دوست دارم برم خیاطی و چیزای خوب یادبگیرم.. 😊😊😊
دومی اش اینکه یه پارچه فروش خوب و منصف پیدا کردم.
سومین اتفاق خوب این مدت این بود که یه شب همسرگلی اومد گفت:عینکی میایی با یکی از دوستام بریم بیرون؟ (برای بار اول داشتم این دوستش رو میدیدم)
و من ِ همیشه پایه گفتم باشه میریم. دوستش بلیط گرفته بود و رفتیم سینما. توی راه یکم با خانم دوستش آشنا شدیم و صمیمیتی ایجاد نشد ولی خوشم اومد. دختر دلبری بود... ناز و مهربون بود خیلی. قبل از شروع فیلم من چند بار از البالو پرسیدم دستشویی نداره؟و جواب میداد نه ندادم. خلاصه رفتیم داخل و ده دقیقه اول فیلم که تموم شد بهانه های آلبالو شروع شد. با اینکه فیلم همش آهنگ و رقص داشت اما آلبالو خوابش میومد و هر کی تو عمرش یکبار‌ بچه ای دیده باشه که خوابش میاد و بهانه میگیره میفهمه من چی میگم. اول نیم ساعت طول کشید که عملیات دستشویی رفتنش انجام بشه، چون دستشویی های سینما آب نداشت و درش بسته بود رفتیم پاساژ نزدیک سینما که اونجا هم کلی پله پایین بالا رفتیم و تا اومدیم برگردیم در پاساژ رو بسته بودن و باز باید از یه در یه طرف دیگه خارج میشدیم و کلی خستگی 😣 ولی تا از پاساژ اومدیم بیرون همسر رو دیدم که اومده دنبالمون و خوشحال شدم که نگرانمون شده☺ خلاصه برگشتیم سینما اما این بار آلبالو گفت پام درد میکنه و مجبور شدم ببرمش بیرون و پاش رو ماساژ بدم که خوابش رفت روی نیمکت و منم تا آخر فیلم بیرون موندم. بعد به جای شام رفتیم آبمیوه خوردیم جاتون سبز 😋 و این بار تو ماشین با "سین جان" کلی گفتیم و خندیدیم. و خاطره خوبی برام ثبت شد 😊
شب بازی ایران پرتغال هم ساعت هشت و چهل دقیقه بود همسر هم بیرون بود یهو زنگ زد گفت همون دوستم با خانمش شب برا بازی میان اونجا.
 خدا رو شکر خیلی وقته دیگه از شلختگی در اومدم و اگه یهو مهمون بهم برسه هول نمیشم و خونه ام به هم ریخته نیست. تقریبا یک روز درمیون گردگیری و جارو میکنم و هر چی آلبالو پخش میکنه زود به زود جمع میکنم. ولی خب جای انگشت های آلبالو همیشه روی میز ها و بعضی جاهای اینجوری هست و حتی وقتی دارم همه رو دستمال می کشم پشت سر من میاد دستاشو میکشه و کثیف میکنه باز.
خلاصه منم پاشدم نماز خوندم همسر رسید گفت کیک و شام بپزیم. گفتم وقت کیک پختن نیست ولی شام اوکیه.
باورتون نمیشه تو یک ساعت چه کارایی کردم اونم با چه سرعتی!!🤣🤣🤣 اصلا از خودم چنین کدبانویی سراغ نداشتم. الان با جزئیات میگم:  یه دستمال برا جای انگشتای آلبالو کشیدم، برنج پختم. مرغ شنسل کردم و گذاشتم تو مواد، سالاد و سس و شربت درست کردم،میوه شستم و تو بشقاب گذاشتم؛ میز مبل ها از مبل هام فاصله داره اوردم پیش مبل ها؛ یه عاااالمه سیب زمینی سرخ کردم؛ سرویس بهداشتی شستم؛آرایش کردم؛ آلبالو رو حاضر کردم؛ چیپس و پفک و پفیلا رو ریختم تو ظرف و همه خوردنی ها رو گذاشتم روی میز که مهمون هام از خودشون پذیرایی کنن و علاوه اینها اون همه ظرف کثیف رو شستم 😥😣 به خودم تبریک میگم😊😊👍👌👏
عصرش هم برای خودمون شام کباب ماهیتابه ای با شوید پلو درست کرده بودم و خدا رو شکر سفره ام در عین سادگی؛ رنگین بود. فکر کنم مهمون هام هم غذا ها رو دوست داشتن چون حسابی خوردن و بعد از شام دیگه هیچی چیپس و پفک و... نخوردن.جا نداشتن 😊
یه اتفاق خوب دیگه که افتاده اینه که نمره کل ام ۹۶ از ۱۰۰ شد و تاپ کلاس شدم. دلم میخواد این ترم یه رقیب جدی پیدا کنم و بیشتر تلاش کنم.
دیگه اینکه پسر برادرم میاد پیشم باهاش انگلیسی کار کنم😏 چیزی که هم تراز انگلیسی دارم بهش یاد میدم اینه که از انگلیسی حرف زدن خجالت نکشه. ولی پسر خجالتی ای هستش ک باید خیلی باهاش کار کنم تو این مورد.
راستی یه چیزی. من قبلاها خیلی بیحال و کم انرژی بودم که الان با خوردن قرص آهن و چهارشیره خیلی بهتر شدم☺☺☺
 
الان چیزی دیگه یادم نمیاد. امیدوارم خدا به هممون شادی و سلامتی عطا کنه. الهی آمین ☺😊

عینکی عینکی

نظرات  (۹)

یه عکس از آلبالو جون بذارید😊😍
پاسخ:
شرمنده عزیزم نمیخوام کسی اتفاقی ببینه و بشناسه 😶😶
ای جان همیشه به خوشی عزیزم
پاسخ:
سپاس عزیز جون 😚
سلام دوست عزیزم خودم 
آلبالو چطوره😍؟
خیلی خوب نوشتی 
منم قبلن کم خونی داشتم با چهار شیره خوب شدم داروها تاثیری نداشت 

پاسخ:
سلام عزیز دل من . 😗

آلبالو خوبه 😙😙
سپاس
یه قرصی هم هست به اسم قرص خون اونم باهاش میخوردم. تموم شده باید بگیرم باز ☺
۱۰ تیر ۹۷ ، ۱۳:۰۸ اردیبهشت ..
سلام عزیزممم 
خوشحالم از خوشحالیت..کلاس خیاطی عالیه.کلی لباسهای خوشگل برای خودت میتونی بدوزی و برای دختری..ولی پیشنهادم اینه که برای بقیه قبول نکن لباس بدوزی چون دردسر میشه بعدم عادت میکنن همیشه باید بدوزی:-)
منم یه مقدار خیاطی بلدم..از این به بعد جایی گیر کردم میام با هم همفکری کنیم:-)
برای بقیه اتفاقات خوب این چند روز هم برات خوشحالم.ان شاء الله ارتباطاتت بیشتر بشه و از تنهایی در بیای..سعی کن با اون خانوم همکار همسرت بیشتر در ارتباط باشی,بهش زنگ بزن با هم قرار خرید و این چیزا بذارید.که همسرت یکم یه چیزا براشون عادی بشه.

راستی چهارشیره چیه؟
پاسخ:
سلاااام😍😍😍😍
وااای اره اصلا برا همین رفتم. که بتونم لباس برا خودم و آلبالو بدوزم. 
یعنی به نظرت خوب نیست گاهی آدم ازش یه درآمد کوچیک داشته باشه؟ نه همیشه و برا همه... 
عزیزم من تازه رفتم کلاس فکر کنم همش من بیام سوال کنم و تو کار منو حل کنی 🙄🙄🙄
اره خودمم موافقم حرفت خوبه. یادم رفت شماره شو بگیرم ولی 😐🤣🤣 دفعه بعدی میگیرم. باورت میشه با همون خانم دوستش کلی حرف زدیم تازه بعدش اسم همدیگه رو پرسیدیم 🤣🤣🤣🤣

چهارشیره  مخلوطی از شیره خرما، توت، انجیر، و شیره انگور هستش. خیلی مقویه. اگه ضعف داری حتما بگیر.
^___^
خدارررووووشکککرررر 
پاسخ:
فدای تو بشم بق بقو 😙😙😙😙😙😍😍😍😍😍
۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۳ اردیبهشت ..
چرا درآمد داشته باشی که عالیه.منظورم این بود فامیلها مخصوصا فامیلهای شوهرت ممکنه توقع داشته باشن بدون دستمزد براشون لباس بدوزی.از این نظر گفتم قبول نکن.اگه پولشو بگیری اشکال نداره:-)
من خوشحال میشم بتونم کمکت کنم عزیزم.
آره دفعه بعد حتما شماره بگیر.اگه همسرت راضی نبود اصلا اجازه نمیداد با خانواده همکارشون آشنا بشی.خودتم یجاها باید یکم از فرصت استفاده کنی تا همسرت از این دنیایی که الان دارن یکم فاصله بگیرن و یه چیزا تو ذهنشون تغییر کنه و به این نتیجه برسن اگه چیزی هم تغییر کنه اتفاق خاصی نمیفته.ولی خیلی ملایم و ریز باید اینکارو انجام بدی تا جبهه نگیرن.

آهان.مرسی عزیزم..اونوقت خودش ترکیب شده یا باید جدا بگیری ترکیب کنی؟
پاسخ:
آهان... آره حرفت درسته 
این جانم مرسی عزیزم 😍😍😍
عزیزم میفهمم چی میگی. بارها و بارها سعی کردم. تا حدود کمی موفق شدم. ولی خب اونم اونجوریه دیگه... اما مرسی که به فکرمی 🙂

عزیزم آماده اس.ترکیب شده 😚
۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۱ اردیبهشت ..
ان شاء الله همه چیز عالی پیش میره و تو و خواهرم بالاخره مزد صبوریتون رو میگیرید.
پاسخ:
قربون مهربونی ت عزیزم 😊😊
۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۱ اردیبهشت ..
خیاطی رو با کدوم تکنیک قراره یاد بگیری؟

جلسه اول دامن تنگ یاد میدن.سعی کن اندازه خودت بدوزی,پارچه خوبی بگیر که هم بتونی استفاده کنی هم یادگاری نگه داریش..
پاسخ:
الگو ها ترک هستن 

اره تو همین آموزش هستیم. 😁
بهمون گفت پارچه چیت بگیرین. الان با چیت دارم میدوزم😶😶
۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۰ اردیبهشت ..
ترک نمیدونم چیه.
آهان.بدوز ببینم چه میکنی 

پاسخ:
والا منم نمیدونم 😂😂 تُرک دیگه. مولر و اینا شو نمیدونم فقط میدونم تُرک ِ.

فعلا گیر کردم 😁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">