یک عینکی مینویسد

  • ۰
  • ۰

سی مهر هزار و سیصد و نود و شش: 

عینکی بدن درد شدیدی احساس میکند. وی تمایل عجیبی به خوابیدن دارد اما ندایی درونش داد میزند"نخواب، بلند شو، کلی کار داری که باید انجام بدی؛ بلند شو به کارهات برس"

عینکی هم بلند میشود اما هیچ کاری نمیکند و مثل تنبل ها از این مبل به مبل دیگر میرود و می نشیند و میگوید"الان پا میشم... الان پا میشم... یکم وقت دیگه... الان پا میشم.. !!""


دل عینکی میخواهد حضرت عشق، آلبالو را بردارد ببرد برای چند ساعتی بچرخاند تا عینکی کمی استراحت کند اما چنین چیزی ممکن نیست 😢😢


#عینکی_تنبل_نیست

#عینکی_سرما_خورده

  • عینکی عینکی

نظرات (۴)

  • عسل ارگانیک
  • بخواب بابا:|
    پاسخ:
    کی کار ها رو بکنه پس؟ جواب جناب همسر رو شما میدی نه شماااا؟؟؟ 

    امضا یک سرما خورده بی اعصاب 
    😅😅😅
    شما هم که درباره من ندارین:دی
    پاسخ:
    بلیا  😅😅
  • ام اسی خوشبخت
  • ان شالله همیشه سلامت باشید :)
    پاسخ:
    سپاس ☺☺
    سلام عینکی جان عزیز:)

    می خواستم بنویسم امیدوارم زودتر خوب شی که متوجه تاریخ نوشته  شدم مال سی مهر نودو شیش که ..

    شما کجایی نیستی؟

    هر جا هستی امیدوارم ایام به کامت باشه
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    خوبی؟
    نبودم خیلی وقت...
    ممنون 😊

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">